احمد بن محمد ميبدى

158

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

( تفسير ادبى و عرفانى ) 133 - وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ . آيه . خداوند بزرگوار ، جليل جبّار ، كريم غفّار ، كردگار نامدار ، حكيم راست‌دان ، عليم پاك‌دان ، مهربان كاردان ، بندگان را به خطاب كرامت با هزاران لطافت مىنوازد و راهشان را بسوى خود مىكشاند و مىگويد : بشتابيد بندگان من ، پيشى جوئيد دوستان من ، نيز گويد : بندهء من هرچه بند است از راه بردار و با كس پيوند مدار ، باشد كه روزى سر ببالين امن نهى و از اندوه فرقت بازرهى ! آرى ، جليل كارى و عزيز حالى است در سبك باران پيوستن و ليكن بس طرفه‌كارى است گنجشك را با باز پريدن و پياده با سوار دويدن ! باطن تو كى كند با مركب شاهان سفر * تا نگردد راى تو بر مركب همّت سوار اى مسكين كه همراهى سابقان جوئى و صحبت مردان خواهى ! درحالىكه چشمت پر از نام و ننگ و راهت پر از فخر و عار است . پاى بر دنيا نه و بردوز چشم از نام و ننگ * دست در عقبى زن و بربند راه فخر و عار ! گرچه بو دردات بايد تاج دارى روز حشر * باش چون منصور حلاج انتظار تاج‌دار ! لطيفه : دوندگان و شتابندگان در راه خدا مختلفند ، يكى به قدم رفت و يكى به ندم و سومى به همم ! - عابد به قدم رفت و به ثواب رسيد ، عاصى به ندم رفت و به رحمت رسيد ، عارف به همم رفت و به قربت رسيد ! در آيه پيش فرمود : از آتش بپرهيزيد يعنى گناه مكنيد تا شما را از آتش برهانم و بيامرزم و تنها به اين اكتفا مكنيد كه با طاعت به بهشت رسيد كه نه هركه از آتش رست به بهشت رسيد و نه هركه به بهشت رسيد به فردوس اعلا رسيد . 134 - الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ . آيه . مردم در مقام انفاق سه گروهند : يكى آنكه هيچ نفقت نكند نه در كامكارى و نه در ناكامى ، نه در فراخى نعمت و در روز قحط و شدت ، چنين كس را مطلقا لئيم گويند ، دوم كسى كه در فراخى نعمت نفقت كند نه در تنگى و عسرت و بيشتر خلق خدا از جهانيان و دنياداران بر اين مقامند كه در دنيا دست و دل باز ندارند و همواره بر بيم فقر و ندارى باشند ، سوم آنان كه در هر حال انفاق كنند چه در حال يسر و چه در حال عسر ! اما اين‌گونه مردم هم بر دو حال باشند يا مردمى متهوّر و بىباك كه ندانند از كجا گيرند و به كجا دهند و از عاقبت نينديشند ؟ اينان برادران شيطانند كه اسراف كار و تبذير حالند . حالت ديگر آنكه مردمى باشند متوكّل به خدا و مطمئن به روزىگارى او ، اين‌چنين كسان اعتماد به خزانهء خداوند دارند و دل با حق راست دارند ، هرچه دارند خرج كنند و هيچ باز نگيرند و از جاى خويش به شرط شريعت به دست آورند و از جاى خود بر وفق شريعت خرج كنند ، اينان را خداوند از آن آيت مىستايد و انفاق آنان را مىپسندد . . . . وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ . آيه . اينكه بر صفت مؤمنان اين صفت را افزود ، از آن راه بود كه آنان خشم خويش بر كسى نرانند و همهء گناهان بسوى خويش نهند ! بلكه رنجها را تحمّل كنند و با شكيبائى و بردبارى آنها را پيش باز كنند . . . . وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ . آيه . نيز افزود كه مؤمنان بايد از گناه مؤمنان درگذرند و محو كنند و به آن هم اكتفا نكنند بلكه آنان را بنوازند و از فضل مال خويش ايشان را عطا دهند كه اين صفت نيكوكاران است و آنانند كه خداوند دوستشان دارد . . . . وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ . آيه . احسان در معاملهء حق اين است كه او را پرستش كنى چنان كه او را مىبينى و احسان در معاملت با خلق آنست كه اگر كس با تو بد بود تو با وى نيك باشى و آن كس كه تو را نشايد تو او را بشائى .